خرید بک لینک

تنهایی منو و اندازش رو فقط تو میدونی،یه کاری کن واسه من

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

سلام عزیزدلم.چی بنویسم که حرف دارم اما نمیتونم تایپش کنم.این چند وقت کارم چشم به راه بودن و صبر بوده و صبر.یه حسی بهم میگه نمیای وبلاگ وگرنه منو بی خبر نمیذاشتی.چکار کنم نمیدونم.الان تنها دعای من اینه که سالم باشی.همین

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

دوباره بی قرارتم هوا هوای خواهشه
خودم میدونم این هوا منو یه روزی میکشه
چی کار کنم منم دلم به این خیالها خوشه

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

دل به هجران تو ،
عمریست شکیباست ولی ،
بار پیری شکند پشت شکیبایی را ...

شهریار

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم
نازنینا ، تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟

"شهریار"

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

کاش یکی میومد و منو راهنمایی میکرد که این روزا باید چکار کنم.چه نیمه دوم امسال بد و دلگیر شد.غم تو بزرگ و دلداری من بی اثر.دلتنگی منم زیاد و جای خالی تو.روز و شب و هفته و ماه بیادتم نگارم.افسوس از بازی های چرخ و فلک.دلم گرفته و فقط یاد روزهای خوبمونم.چقدر قشنگ بود صدای خندهات واسم.چقدر امید داشتم به آینده با حضور تو.کاش بیای و بگی اتریش هستی الان و این چند وقت نتونستی بیای وبلاگ.من به این دل خوشم فقط.خواب و رویای من هنوز کور سوی امید داره عزیزدلم.عاشقانه میپرستمت.

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

دلم که تنگ میشه فقط خاطرات تو آرومم میکنه.منم و امید به داشتن دوباره تو

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

به معنی کلمه از تنهایی داغون و مریضم.نه میتونم و نه میخوام جز تو به فکر کسی باشم.اگه شده هزار روز دیگه هم بگذره منتظر میمونم تا خبر خوشی بهم برسه.....

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

بعضی لحظات فرق زیادی با بقیه ثانیه ها دارن و واسه من این لحظات قریب به اتفاق لحظه دلتنگی واسه توئه.تو این شبای دلتنگی قفل میکنم رو یه آهنگ و هزار بار گوشش میدم و یه سر بهت فکر میکنم.به این که کی قراره روز ای دوری و درد هجران تو تموم بشه.نگارم بعضی وقتا فکرهای منفی باهام زورآزمایی میکنن و حوصله م رو سر میارن.دردمو به کی بگم جز تو.اینکه من بی توام اونقدر اذیتم میکنه که از همه چیز بیزارم و دلخوشی ندارم.دنیای بی معرفت و حسود.بیخود نیست که شاملو میگه:دنیای ما عیونه/ هر کی میخواد بدونه

برچسب: نویسنده: پرهام میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 19:40

صفحه بندی